تبليغاتX
 آسمان آبی

وبلاگ جدید

به همه ی دوستان عزیز که به این وبلاگ سر میزنن اعلام میکنم که از این پس به وبلاگ دوم من سر بزنین

www.tnt69.blogfa.com

 

wWw.tnt69.Tk

ممنونم.


 

نوشته شده توسط رامین در دوشنبه 1388/05/05 ساعت 14:33 موضوع | لینک ثابت


عید

عید مبارک


 

نوشته شده توسط رامین در پنجشنبه 1386/12/16 ساعت 14:56 موضوع | لینک ثابت


دوست

عشق تحولی می آفریند که قابل وصف نیست   

کسی که تا دیروز حرفی نداشت برای گفتن

امروز حرف ها دارد برای نگفتن

معشوق ها بهانه اند

و چه بهانه های با ارزشی

                                                                                                                که گاه خود نمی دانند

کاش بودی تا دلم تنها نبود ... تا اسیر غصه ی فردا نبود

کاش بودی تا نگاه خسته ام ... بی خبر از موج و از دریا نبود   

کاش بودی تا دو دست عاشقم ... غافل از لمس گل نرگس نبود

کاش بودی تا زمستان دلم ... اینچنین پر سوز و پر سرما نبود

کاش بودی تا فقط باور کنی ... بعد تو این زندگی زیبا نبود

محبت زيباست ولي به زيبايي حقيقت نميرسد

 حقيقت تلخ است ولي به تلخي انتظار نمي رسد

انتظار سخت است ولي به سختي جدايي نمي رسد

 اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست

هيچ کس اشکي براي ما نريخت هر که با ما بود از ما مي گريخت چند روزي هست حالم ديدنيست حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفاءل مي زنم حافظ فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم

.........................................................

 

دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم ميميرم

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

از شمع یک چیز آموختم:ایستاده بمیرم بی صدا بمیرم به پای دوست بمیرم

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@#########################

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پر پر شدنش سوز و نوايي نکنيم... يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب دعايي نکنيم... يادمان باشد از امروز خطايي نکنيم گرچه در خود شکستيم صدايي نکنيم... يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم

%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%

 

خوشا آنانكه با عزت ز گيتي                        بساط خويش برچيدند و رفتند

 ز كالاهاي اين آشفته بازار                      محبت را پسنديدند و رفتند

 خوشا آنانكه از پيمانه دوست                       شراب عشق نوشيدند و رفتند

  خوشا آنانكه با ايمان و اخلاص                    حريم دوست بوسيدند و رفتند

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

 

عشق ورزيدن خطاست حاصلش ديوانگي ست عشق ها بازيچه اند عاشقان بازيگر اين بازي طفلانه اند عشق کو ؟! عاشق کجاست ؟! معشوق کيست؟

 

 


 

نوشته شده توسط رامین در سه شنبه 1386/10/18 ساعت 17:16 موضوع | لینک ثابت


یاد باد

                          روز وصل دوست داران یاد باد

                                ياد باد آن روزگاران ياد باد
      کامم از تلخي غم چون زهرگشت
                                    بانگ نوش شادخواران ياد باد
 گرچه ياران فارغنـد ازياد من
                                      از من ايشان راهزاران ياد باد
 مبتلا گشتم درين بنــد وبلا

                                    کوشش آن حق گزاران ياد باد
 گرچه صد رودست در چشمم مدام
                                زنده رود باغ کاران ياد باد
              راز حافظ بعد ازين ناگفته اند
                              اي دريـغا راز داران ياد باد


 

نوشته شده توسط رامین در سه شنبه 1386/10/18 ساعت 12:9 موضوع | لینک ثابت


wonderful

            

اگر شما از جایی که در مقابل کامپیوتر نشسته اید به تصاویر فوق نگاه کنید،

 

سمت راست تصویر خانم «آرام» و سمت چپ تصویر آقای «عصبانی» را مشاهده می کنید.

 

از روی صندلیتان بلند شوید و هشت قدم به عقب بروید. حال دوباره به تصاویر نگاه کنید.

 

جای آنها عوض خواهد شد!!!

 

این تصاویر جالب توسط فیلیپ چ. شینز و آد اولیوا از دانشگاه «گلاسکو» ایجاد شده است.

 

آنها نشان میدهند که همیشه آنچه را که می بینیم واقعاً همانهایی نیستند که وجود دارند.

 

معلوم نیست که آنها چگونه این تصاویرجذاب را ایجاد کرده اند.

 

بدون شک این کار در فتوشاپنیز امکانپذیر نیست.

 

شما چه فکر می کنید؟! (نظر بدین)

 


 

نوشته شده توسط رامین در یکشنبه 1386/09/25 ساعت 19:1 موضوع | لینک ثابت


فریدون مشیری

بی تو مهتاب شبی باز آن کوچه گذشتم    

       همه تن چشم شدم،خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

                         شدم آن عاشق دیوانه که بودم...........


 

نوشته شده توسط رامین در پنجشنبه 1386/09/15 ساعت 17:21 موضوع | لینک ثابت


Love

Love مخفف عبارات:

Lake of sorrow (درياچه ي غم)

Ocean of tears (اقيانوس اشك)

Valley of death (دره مرگ)

End of life (آخر زندگي)!


 

نوشته شده توسط رامین در پنجشنبه 1386/09/15 ساعت 17:18 موضوع | لینک ثابت


Life

زندگی گل زردی است بنام غم ،

فریاد بلندی است بنام آه ،

آیینه شکسته ایست بنام دل

مروارید طلایی است بنام اشک


 

نوشته شده توسط رامین در پنجشنبه 1386/09/15 ساعت 17:16 موضوع | لینک ثابت


حرفی از تو

 

ناگهان دیدم سرم آتش گرفت    سوختم، خاکسترم آتش گرفت     

 

چشم بستم،بسترم آتش گرفت     چشم وا کردم،سکوتم آب شد

 

در زدم کس این قفس را وا نکرد    پرزدم،بال و پرم آتش گرفت

 

ازسرم خواب زمستانی پرید        آب درچشم ترم آتش گرفت

 

حرفی ازنام تو آمد بر زبانم        دستهایم،دفترم آتش گرفت

 

« قیصر امین پور»

 

 48سال عمر زیادی نیست، امّا برای جاودانگی کافیه، روحش شاد.

 


 

نوشته شده توسط رامین در پنجشنبه 1386/09/15 ساعت 16:15 موضوع | لینک ثابت


عکس

www.bluesky2008.blogfa.com


 

نوشته شده توسط رامین در پنجشنبه 1386/09/08 ساعت 18:6 موضوع | لینک ثابت


زندگی

زندگي جدولي است كه جايزه پر كردن آن مرگ است، كاش

مي توانستيم خانه هاي

 اين جدول را با مهر ، صداقت ، عشق و صميميت پر كنيم


 

نوشته شده توسط رامین در شنبه 1386/09/03 ساعت 10:42 موضوع | لینک ثابت


خسته ام از این کویر

خسته ام از این کویر،از این کویر کورو پیر

این هبوط بی دلیل،این سقوط ناگذیـر

 

آسمان بی هدف،بادهای بی طرف                              ابرهای سر به راه،بیدهای سر به زیــر

 

ای نظارۀ شگفت،ای نگاه ناگهان

  ای هـمـاره در نظر،ای هـنوز بی نـظیر

 

آیۀآیه ات صریح،سورۀ سوره ات فصیح

مثل خطی از هبوط،مثل سطری از کویر

 

مثل شعر ناگهان،مثل گریه بی امان

مثل لحظه های وحی،اجتناب نا پذیر

 

ای مسافر غریب،دردیار خویشتن

با تو آشنا شدم،با تو در همین مسیر

 

دست خسته ی مرا، مثل کودکی بگیر

با خودت مرا ببر،خسته ام ازاین کویر

www.bluesku2008.blogfa.com 


 

نوشته شده توسط رامین در شنبه 1386/09/03 ساعت 10:36 موضوع | لینک ثابت


یکی بود یکی نبود

یکی بود تو قصمون وفا نکرد! رفت و پشت سرشم نگاه نکرد... یکی بود

 

زندگیشو هوس سوزوند... آبروش رفت و دیگه اینجا نموند. یکی بود، یکی

 

نبود و یه پری، یه بغل عاشقیای سرسری... کی بود اون که طاقت گریه

 

 نداشت؟ عاشق هوس شد و تنهام گذاشت! کی بود.. کی بود ؟؟!؟ اون تو

 

بودی، کاشکی از اول نبودی...


 

نوشته شده توسط رامین در شنبه 1386/09/03 ساعت 8:40 موضوع | لینک ثابت


عشق

ز کودکی پرسیدم عشق چیست؟

گفت: ****** بازی

از نوجوانی پرسیدم عشق چیست؟

گفت:****** رفیق بازی

از جوانی پرسیدم عشق چیست؟

گفت:****** پول و ثروت

از پیرمردی پرسیدم عشق چیست؟

گفت:****** عمر

از عاشقی پرسیدم عشق چیست؟


چیزی نگفت. آهی کشید و سخت گریست

پرسيدم : عشق چيست ؟ گفت : آتش است .

گفتم : مگر آن را ديده ای ؟ گفت : نــــه در آن
سوخته ام.


 

نوشته شده توسط رامین در جمعه 1386/09/02 ساعت 18:13 موضوع | لینک ثابت


تو

تو اي استاد من در عشق و مستي / چه خوش گفتي ز كار چرخ هستي × دل بلبل به رنگ سرخ گل شد / كجا انگور بي خفتن چو مل شد × نه يك بلبل نه آن يك گل نه باغي / نه پروانه نه شمعي شبچراغي × فرو شد حس عشق و عشقبازي / نمي بينم نگاري دلنوازي × زبان از گفتنش چون بيد لرزان / بهاي خون عاشق شد چه ارزان × گمانم مركز پرگار هستي / برون ماند از ميان چرخ هستي × ولي اينها كلام ديگران است / كه مستي از فروغ بي كران است × تورا آغاز راه بي نهايت / حديثي گويم از سنگي به پايت × چنان سنگيني اش باشد به رويت / كه رنگ برف مي گردد به مويت × برو با درد خود مي سوز جانا / كه كس چون همنوا نايد همانا


 

نوشته شده توسط رامین در پنجشنبه 1386/09/01 ساعت 20:7 موضوع | لینک ثابت


همیشه غمگین ترین و رنج آور ترین لحظات زندگی انسان توسط همان کسی ساخته میشود که شیرین ترین و به یاد ماندنی ترین لحظات را برای انسان ساخته است


آشیانه

کنار آشیان تو من آشیانه میکنم

فضای آشانه را پر از ترانه میکنم

کسی سوال میکند به خاطر چه زنده ای

و من برای زندگی تو را بهانه میکنم


 

نوشته شده توسط رامین در پنجشنبه 1386/09/01 ساعت 19:57 موضوع | لینک ثابت


تنهایی__یار بی وفا

آه تنهایی ای همیشه در کمین من  پشت
 
 
این
 

چشمان زردت از چه لذت می بری در من؟

یار با من بی وفایی میکند

 

جای دیگر روشنایی میکند

 

می کند با خویش خود بیگانگی

 

با غریبان آشنایی میکند


 

نوشته شده توسط رامین در پنجشنبه 1386/09/01 ساعت 19:28 موضوع | لینک ثابت


دل فروش

گفتمش دل میخری؟

 

 پرسید چند؟

 

گفتمش دل مال تو  تنها بخند

 

  خنده کرد و دل ز دستانم ربود

 

تا به خود باز آمدم  او رفته بود

 

دل ز دستش روی خاک افتاده بود

 

جای پایش روی دل جا مانده بود

 


 

نوشته شده توسط رامین در پنجشنبه 1386/09/01 ساعت 19:26 موضوع | لینک ثابت


عشق سبز

ناگهان در كوچه ديدم بي وفاي خويش را

باز گم كردم ز شادي دست و پاي خويش را

گفته بودم بعد از اين بايد فراموشش كنم

ديدمش وز ياد بردم گفته هاي خويش را

ديدمو آمد به يادم دردمندي هاي دل

گرچه غافل بود آن مه  مبتلاي خويش را

تا به من نزديك شد  گفتم سلام اي آشن

گفتم اما هيچ نشنيدم صداي خويش را ا


 

نوشته شده توسط رامین در پنجشنبه 1386/09/01 ساعت 19:24 موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting